تبليغاتX
بسم الله الرحمن الرحیم
بنام او که هرچه داریم از اوست

تربیت و رشد دختران جوان، مسئولیت‏ها، موفقیت‏ها و واقعیت‏ها- قسمت سوم

مریم ارشدى‏

واقعیت‏

1 - نگاه مردانه به موضوع زنان و دختران و حقوق آنها در فرآیند برنامه‏ریزى‏ها و تصمیم‏گیرى‏ها مشهود است. در این زمینه کمبود جدى نیروى انسانى زن، در سطوح تصمیم‏گیرى، عامل گسترش نگرش‏هاى مردسالارانه مى‏باشد.
2 - به دلیل نبود آگاهى کافى از اهمیت حضور خردمندانه زنان، نقش آنان در جامعه کمرنگ شده و بهره‏ورى مطلوب از این توان عظیم، مهم‏ترین عامل رشد شاخص توسعه انسانى را در جامعه با اشکال روبه ‏رو ساخته است.
3 - وجود ابهامات بسیار در تفاوت‏هاى واقعى میان دختران و پسران، چگونگى تربیت و رشد آنها را از آغاز کودکى، با تبعیض و غفلت روبه‏رو ساخته و براى جامعه، محرومیت از توان نیمى مردمان به همراه آورده است.
4 - حساسیت و توجه افراطى به مطالب دینى که مؤید هر چه محدودتر ساختن دختران و زنان و ایجاد تردید در توانمندى‏هاى آنهاست از یک سو و کمرنگ کردن موضوعات مربوط به ارزش‏گذارى دختران در دین از سوى دیگر، بدون بررسى میزان درستى آنها عملاً براى نفى یا محروم ساختن دختران، در زمینه‏هاى مختلف مورد سوء استفاده قرار گرفته است.
5 - تمایل به مقاومت در مقابل تغییر جایگاه دختران و احیاى حقوق انسانى آنها به عنوان دگرگونى‏هاى بنیادى در جامعه، تعدد سطوح و فاصله زیاد تصمیم‏گیران از مجریان، اهداف و امکان دگرگونى وضع دختران را با خطرات جدى‏ترى روبه‏رو کرده و خطر به کارگیرى سلیقه‏ها و تنگ‏نظرى‏ها در مورد رشد و تربیت دختران افزایش یافته است.
6 - ضعف باور و نگرش ضعیف دختران و زنان در باره جنسیت خود و توانمندى‏هایى که دارند، باعث کاهش بازدهى عملکرد آنها و تقویت نگرش عمومى مبنى بر ناتوانى زنان است.
7 - وجود قوانین نانوشته در مباحث مربوط به چگونگى تربیت و رشد دختران، نبود تعریف یکسان و فراگیر از تربیت، نیز نداشتن ابزارهاى نظارتى در روند برنامه‏هاى پرورشى، جامعه را با تردید جدى در باره توان بانوان روبه‏رو ساخته است.
8 - عدم مدیریت راهبردى و نظام هماهنگ بین دستگاههاى متولى امور فرهنگى در کشور، روند رشد جوانان و به ویژه تربیت دختران جوان را کُند کرده است.
9 - عدم دسترسى برابر زنان و دختران جوان به فرصت‏هاى اشتغال و آموزشى، همچنین امکانات تفریحى و ورزشى و فرهنگى، نیز وجود تبعیض در زمینه بهداشت و تغذیه، امید به زندگى در دختران جوان را کاهش مى‏دهد.

توصیه‏ هاى اجرایى‏

1 - فعال شدن تمامى دستگاهها اعم از دولتى و غیر دولتى، فرهنگى و غیر فرهنگى جهت رشد توانمندى‏هاى دختران از طریق به کارگیرى و بهره‏مندى از استعدادهاى بالقوه آنان.
2 - به‏روز کردن اطلاعات دینى جوانان و همگام شدن با فناورى ارتباطات ماهواره‏اى و اینترنتى، به منظور رشد تربیتى دختران طبق استانداردهاى جهانى و موازین شرعى.
3 - تغییر در نگرش‏ها و باورها در راستاى پذیرش هویت انسانى زنان و ضرورت توجه به توانمندى‏هاى آنان و به اینکه سطحى‏نگرى یا تظاهر به حساسیت در امر مشارکت زنان، خطرى جدى مى‏باشد. بنابراین متولیان، باید به اهمیت موضوع آگاه بوده و هویت مستقل، توانمند و داراى حقوق مساوى براى تربیت و رشد پسران را در دختران به رسمیت بشناسند.
4 - تشکیل پژوهشکده‏هاى مستقل براى طراحى و برنامه‏ریزى در جهت رشد و تربیت دختران جوان با موضوع جنسیت به عنوان یک متغیر در راستاى ارزش‏هاى دینى و فرهنگ ملى.
5 - کاربردى کردن پژوهش‏هاى به عمل آمده در خصوص رشد اجتماعى و فرهنگى دختران جوان به عنوان مبناى سیاستگذارى در تعیین بایدها و نبایدها.
6 - دورى از برخورد یک‏سویه با موضوع تربیت و رشد دختران از طریق آمیختگى تربیت دختران و پسران، درگیرکردن هر دو قشر به این موضوع و توجه کارشناسانه به نگرش‏هاى جنسیتى در این باره.
7 - ایجاد تناسب میان مدیران ارشد و مسئولان حوزه‏هاى ستادى وزارتخانه‏ها از حیث جنسیت. در این مورد لزوم سهمیه‏بندى جنسیتى در پست‏هاى مدیریتى در جایگاههاى تربیتى دختران به ویژه در آموزش و پرورش که بیشترین جمعیت دختران را دارد، پیشنهاد مى‏شود.
8 - ایجاد تناسب در اماکن فرهنگى، هنرى، ورزشى و تفریحى دختران جوان با تعداد آنها و به نسبت وجود این مراکز براى پسران.
9 - توجه به جنبه نظارتى و ارزیابى در پرداختن به مسائل تربیتى دختران بدون به کارگیرى سلیقه و گرایش شخصى و هماهنگ کردن روش‏هاى رویارویى با مشکلات اخلاقى در جامعه.
10 - تشکیل شبکه‏هاى ارتباطى بین مراکز فعال در مورد مسائل دختران و استفاده از یافته‏ها و همکارى‏هاى آنها.
11 - بهره‏مندى از نظریات دختران جوان در تصمیمات مربوط به موضوعات تربیتى و رشد فرهنگى مربوط به خود.
12 - توجه به اینکه موضوع زنان و دختران، ملى است و عدم همسویى نهادهاى فرهنگى در پرداختن به موضوع جنسیت و عدالت اجتماعى، زیان‏آور بوده، تشکیل شوراى هماهنگى فعالیت‏هاى تربیتى دختران جوان ضرورى مى‏باشد تا بین دستگاههاى مربوط همنوایى و پیوند ایجاد کند.
13 - طراحى برنامه‏ هاى قابل انعطاف، ارائه الگوهاى قابل دسترس و معاصرسازى زندگى ائمه به ویژه ترویج فرهنگ فاطمى.
14 - آموزش از طریق رسانه‏ ها، همایش‏ها و میزگردها به منظور اصلاح نگرش جامعه در راستاى هویت انسانى و ارزش‏گذارى به توانمندى‏هاى زنان و توجه به آفت تظاهر یا سطحى‏نگرى مسئولان به موضوع زنان.
15 - تکیه بر تکالیف و واجبات دینى در طراحى برنامه‏هاى تربیتى بیش از تکیه بر انجام امور مستحب و نهى از اعمال مکروه به عنوان معیارهاى ارزیابى اعتقادى.
16 - حذف هر گونه تبعیض علیه دختران و زنان و تلاش در رفع هر گونه کارى که مانع رشد آنهاست و یا براى سلامتى جسمى، روحى، اخلاقى، اجتماعى و اقتصادى آنان زیانبار است.
17 - تلاش در جهت دسترسى برابر دختران و زنان جوان به آموزش ابتدایى و تکمیلى و نیز دسترسى برابر آنان به آموزش متوسطه و عالى.
18 - تلاش در جهت فراهم آوردن شرایط فرهنگى، اجتماعى و اقتصادى به منظور تسهیل در امر ازدواج و گسترش این سنت حسنه.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 17:43  توسط مریم ارشدی  | 

تربیت و رشد دختران جوان، مسئولیت‏ها، موفقیت‏ها و واقعیت‏ها- قسمت دوم

ارشدی مریم


* * *
تربیت اجتماعى‏

نگرانى از امنیت دختران در جامعه باعث شده خانواده‏ها در امر تربیت دختران فرصت‏هاى کافى براى حضور و ورزیدگى در مهارت‏هاى اجتماعى و ایجاد استقلال در اداره خود، خارج از خانه و در جمع را فراهم نکنند؛ از طرف دیگر، پیش‏فرض‏هاو زمینه ذهنى تاریخى چیره بر جامعه، دختران را متعلق به خانه دانسته و بیرون رفتن آنان را به دلیل آنکه حضور فیزیکى‏شان در بیرون، باعث آسیب به اخلاق و سلامت اجتماعى مى‏شود، غیر ضرورى شناخته‏اند. انقلاب اسلامى، فرصت‏ها و آزادى‏هایى براى حضور دختران در جمع فراهم کرد، به طورى که نقش آنان در پیروزى انقلاب، رسانه‏هاى ملى و جهانى را به اعتراف واداشت. در این فضا، زنان با حمایت رهبرى خردمندانه معمار بزرگ انقلاب، از حاشیه به متن اجتماع وارد شدند. اما فرهنگ حاکم و نگاه سنتى جامعه، محدودیت‏هایى براى حضور آنان فراهم کرد و مشکلات زیادى را سبب شد.
جامعه ما حضور کمرنگ زن در خانه را آفت بر هم خوردن تعادل بنیان خانواده مى‏شمارد، در صورتى که شناخت کافى از جامعه، درک حکمت و فلسفه زندگى جمعى و تمرین فعالیت‏هاى اجتماعى و پیامدهاى آن، نظم اجتماعى را افزایش مى‏دهد. سلامت اخلاق میان مردم به ویژه دختران باعث کاهش آسیب‏هاى اجتماعى مى‏شود. پژوهش‏ها نشان مى‏دهد در بُعد اجتماعى، رفتار دختران جوان از الگوى معیّن و ثابتى پیروى نمى‏کند. در حالى که‏13 دختران جوان، مادران خود را براى درد دل کردن ترجیح مى‏دهند، 28 درصد سراغ دوستان مى‏روند. در معاشرت‏ها نیز دوستان را به اقوام و خویشاوندان ترجیح مى‏دهند. 49 درصد در وضع موجود با دوستان معاشرت دارند و در وضع مطلوب 65 درصد خواهان آن هستند. رویکرد مسئولان به مشارکت اجتماعى زنان و دختران، نشانگر آن است که آنان تحقق حقوق را الزاماً در حضور، متجلى نمى‏دانند، گرچه افراط و تفریط در این زمینه آسیب‏زا مى‏باشد. اما دختران به دلیل درجه آگاهى بالا و رشد روزافزون حضور اجتماعى، حقوق را عین حضور و حضور را عین حقوق خود تلقى مى‏کنند. نکته قابل توجه اینجاست که نیاز به مشارکت اجتماعى در دختران جوان را ذائقه‏ها و گرایش‏هاى شخصى پاسخگو نیست بلکه به دور از تفکر غرب گرایانه و سکولار، سیاستگذارى در راستاى نظام ارزشى براى حضور و احقاق حقوق دختران جوان، هدایت و حمایت مسئولان را مى‏طلبد.

تربیت علمى‏

سال‏هاى پس از پیروزى انقلاب اسلامى و به ویژه سال‏هاى اخیر، موفقیت دختران در دانش‏اندوزى و تحصیلات، یکى از درخشان‏ترین عرصه فعالیت و افزایش خودباورى آنان را نشان مى‏دهد، به طورى که در سال جارى بیش از 60 درصد از ورودى‏هاى دانشگاهى را دختران تشکیل مى‏دهند. طبق آمار موجود، تعداد دختران دانش‏آموز، 11 میلیون نفر است که پوشش تحصیلى آنها، 97 درصد اعلام شده است. این ارقام بیشتر در مقاطع دبیرستان و پیش‏دانشگاهى مشاهده مى‏شود. اطلاعات اعلام شده، مراکز آموزش فنى و حرفه‏اى دختران در سطح کشور را 166 مرکز مى‏داند که اخیراً، 380 درصد رشد داشته است.
بدیهى است این رشد که نمادى از ارتقاى فرهنگ جامعه و زمینه‏ساز تقویت نقش زنان در رشد شاخص‏هاى توسعه انسانى در کشور است، توسط بسیارى از مسئولان و برنامه‏ریزان مثبت ارزیابى مى‏شود، اما برخى از تصمیم‏گیران نظام، با استناد به پیامدهاى اجتماعى، خانوادگى و اقتصادىِ فارغ‏التحصیلان دختر، سیاست محدودسازى و سهمیه‏بندى جنسیتى در مراکز آموزش عالى را ضرورى مى‏دانند.
بر اساس نتایج تحقیق، علل رشد تحصیلى دختران، 6/21 درصد براى کسب موقعیت اجتماعى، 2/16 درصد عدم علاقه و انگیزه پسران به تحصیلات عالى به خاطر کسب درآمد و خدمت، 5/13 درصد رشد فرهنگ بخصوص در زنان، 1/8 درصد برخوردارى از پشتوانه مادى، 1/8 درصد کسب موقعیت بهتر براى ازدواج و بقیه علاقه به کسب دانش و خدمت به جامعه، نقش تربیتى زنان، انتظار خانواده و جامعه، اطمینان جامعه به محیط دانشگاهها و حذف محدودیت‏هاى انتخاب رشته براى دختران اعلام شده است.
همچنین اطلاعات به دست آمده از 6000 داوطلب کنکور توسط سازمان ملى جوانان، نشان مى‏دهد که، 23 درصد فشار خانواده، 46 درصد دورى از سرشکستگى بین خانواده، 45 درصد ترس از سرگشتگى بین دوستان، 47 درصد چشم و هم‏چشمى و بیش از 70 درصد برترى بیکاران تحصیل‏کرده بر بیکاران کم‏سواد را عامل تحصیل دختران در سطوح عالى مى‏دانند.
بنابراین گسترش میزان حضور دختران در عرصه‏هاى علمى نه به واسطه انگیزه‏هاى اجتماعى و اقتصادى بلکه بیشتر به دلیل احساس نیاز به کسب تخصص، دانش روز و حضور در مجامع علمى، علاقه به کسب دانش، خدمت به جامعه، پرکردن اوقات فراغت، یافتن شانس ازدواج و تشویق اعضاى خانواده صورت مى‏پذیرد.
واقعیت آن است که امروز دختران ما در بُعد دانش‏اندوزى، پویایى اجتماعى چشمگیرى دارند. تحقیقات نشان مى‏دهد سواد دختران جوان دو برابر میانگین سنوات تحصیلى مادران‏شان است و از لحاظ کیفیت تحصیلى نیز تفاوت معنادارى بین آنان مشاهده مى‏شود.
تجربه نشان داده که دختران ما در فرصت‏هاى مساوى با پسران صلاحیت‏هاى خود را در تحصیل، مسئولیت‏هاى اجتماعى و در بسیارى از موارد به ظهور رسانده‏اند اما زمانى که اندیشه مردسالارانه و سیاست‏هاى نانوشته، سلیقه‏ها و گرایش‏ها را وارد عرصه تصمیم‏گیرى مى‏کند، موانع فرهنگى و فکرى غیر قابل لمس و رؤیت همانند سقف‏هاى شیشه‏اى، مانع پیشرفت براى مشارکت همه‏جانبه بانوان است.
انتظار مى‏رود دست‏اندرکاران نظام براى بهره‏مندى از این توان عظیم، آماده به خدمت که در زمینه‏هاى مختلف متخصص و آگاه هستند، برنامه‏ریزى‏هاى کوتاه‏مدت و بلندمدت طراحى کرده و زمینه دستیابى به توسعه پایدار را بر اساس دانامحورى و شایسته‏سالارى فراهم سازند.


تربیت دینى‏


تمایل دختران به جنبه‏هاى عبادى، زیارت، دعا و حاجت‏طلبى از اماکن مقدس و ابراز احساسات زیاد است و به جنبه‏هاى معرفتى و تعقلى در فرایض دینى کمتر توجه مى‏شود. گرچه این مبحث برگرفته از باور عمومى است که دختران را در تربیت احساسى از کودکى به رقت و لطافت تشویق مى‏کند، در مقابل از پسران سختى و خشونت انتظار مى‏رود، به طورى که قصه‏ها، افسانه‏ها، اشعار و ضرب‏المثل‏ها روحیه خشن براى مردان و لطیف براى زنان را ترسیم مى‏کند. هدایت و تعدیل این رفتارها از اوان کودکى به مربیان و والدین توصیه مى‏شود.
از طرفى یکى از مشکلات فعلى جامعه این است که (به رغم توجه اسلام به بحث‏هاى سازنده و عمیق اخلاق) فاصله ما، از آن آموزه‏ها زیاد است. در عین اینکه نماز مسلمان، ترک نمى‏شود اما برخى زمانش را در کنترل خود ندارند و در این باره، کاهلى کرده یا برگزارى نماز را به آخر وقت مى‏اندازند. غیبت، دروغ و هتک آبروى دیگران در برخى موارد بى‏اهمیت تلقى مى‏شود. براى واجبات فقهى و دینى حرمت قائلند، اما وقتى حقوق دیگران مطرح مى‏شود، آسانگیر و مسامح مى‏شوند و به راحتى مى‏توانند حقوق دیگران را پایمال کنند.
روشن است غلبه و فربه شدن فقه، اگر به نحیف شدن اخلاق منجر شود، فاجعه به بار مى‏آورد. وقتى اخلاق کنار برود، فقه هم زیان مى‏بیند و رشد و تربیت اخلاقى جامعه و دختران جوان را دچار آسیب مى‏کند.
تحقیقات نشان مى‏دهد که، 14 درصد از جوانان تهرانى از نظر هویت اعتقادى، 29 درصد از نظر هویت عملکردى و 46 درصد از نظر درجات روحیات سهل‏انگارى دینى و آمادگى براى گرفتارى در روحیات غیر دینى دچار مشکل جدى هستند. اما 78 درصد آنها روحیه ملى و هویت دینى را از یکدیگر جداناپذیر مى‏دانند. احساس ایرانى بودن و هویت روح ملى در مقایسه با جنبه‏هاى هویتى دیگر، از نیرومندى بالایى برخوردار است، به طورى که، 88 درصد از آنان در دفاع از سرزمین و کشور شور بسیارى دارند.
اخلاق در جامعه اسلامى مى‏طلبد متولیان امور فرهنگى توجه داشته باشند که ظاهر دختر جوان، نمایش درون او نیست. قضاوت، از ظاهر افراد براى اعلام هویت آنان، کارى بس خطرناک است.
دلیل دیگر افول و کمرنگى اخلاق بین جوانان، استبدادزدگى است که سایه‏هاى آن قرن‏ها بر سر ملت ما فرود آمده است. اخلاق زیر چتر خفقان رشد نمى‏کند.
بنابراین راه اصلى روان کردن و فعال نمودن اندیشه دینى و اخلاق اجتماعى بین جوانان، برون‏رفت جامعه از انجماد و ایستادگى است و لازمه این امر آزادى است. آزادى نه از نوع ولنگارى و بى‏دینى و نه از جنس تعصب، بلکه آزادى توأم با داده‏هاى اطلاعاتى، باورهاى مذهبى و غیرت دینى، به طورى که دختر جوان ما با دریافت آگاهى‏هاى ارزشى بر درک مباحث اخلاقى و اجتماعى دست یابد و در وانفساى دهکده جهانى اطلاعات و ارتباطات، نیک را از بد باز شناسد و با انتخاب راه بهتر، فضایل و خوبى‏ها را در ذهن ملکه بسازد و زمینه رشد و تکامل معنوى خود و جامعه را فراهم کند.
از طرفى نبود مدیریت راهبردى فرهنگى، بهره‏گیرى انقلاب اسلامى از فرصت‏هاى طلایى در حوزه‏هاى دینى را به شدت کاهش داده و ما را در برابر بسیارى از چالش‏هاى تربیتى منفعل و درمانده ساخته است. مدیریت سنتى با اتخاذ تدابیر غیر علمى چیره بر سازمان‏هاى فرهنگى، قادر به حل مشکلات تربیتى نیست و غفلت پیوسته نسبت به برخى مسائل تربیتى، پیامدهاى غیر قابل جبرانى در پى دارد.
مبحث جهانى شدن براى فرهنگ دینى و ملى بخصوص براى ما که انتظار حکومت جهانى حضرت مهدى(عج) را داریم، ایجاب مى‏کند که مجموعه دستگاههاى متولى امور فرهنگى، زیر نگرش مدیریت واحد و تصمیم هماهنگ، با ارائه تفکر و اندیشه نو بر اساس مقتضیات زمان و فقه پویاى شیعه، با بهره‏گیرى صحیح از دانش و فن مدیریت راهبردى، علاوه بر ایجاد امکان مصونیت و پیشگیرى، جایگاه و موقعیت ما را در برابر تهدیدات و محدودیت‏هاى بالقوه و بالفعل حال و آینده هدایت کند. بیش از 80 درصد جوانان تهرانى هدف اصلى جهانى شدن را، تک‏قطبى شدن جهان مى‏دانند، اما 62 درصد موافق جهانى شدن و پیوستن ایران به این روند هستند.
تا زمانى که در ستاد مدیریت سازمان فرهنگى، تفکر خلّاق بروز نکند و در مدیران ارشد (که بودجه‏هاى عمومى کشور را در دست دارند) همواره با نوعى خودرضایتى، انگیزه‏اى براى دگرگونى و بیان تعریفى واحد از امور فرهنگى وجود نداشته باشد، جوانان همچنان در مسیر بایدها و نبایدها، گیج و بلاتکلیف خواهند ماند.
در سازمان‏هاى فرهنگى کشور، لازم است عملیات راهبردى به صورت اصلاحات ضربتى در عزم و اراده مسئولان تجلى یافته، با اولویت‏بندى و ساماندهى بودجه و امکانات کشور، دگرگونى‏هاى ژرف و سترگ فرهنگى را بین پسران و دختران رقم زنند.
جامعه نیازمند آن است که براى بهبود رفتار و اخلاق مردم، رعایت نظم و قانون، رفع تبعیض، مبارزه با مفاسد اجتماعى و مواد مخدر، عدالت اجتماعى و جنسیتى، گام‏هاى اساسى برداشته شود.
موضوع نگران‏کننده آن است که، 60 درصد جوانان تهرانى معتقدند وضع فعلى کشور قابل اصلاح نیست و همه چیز باید از اساس تغییر کند.
در عین حال که 68 درصد این جوانان قانون اساسى کشور را بهترین قانون دنیا مى‏دانند، اما نگرش 76 درصد آنها در مورد چگونگى اجراى قانون دیدگاه مثبتى نیست. این برداشت بیانگر آن است که قانون گریزى در سطح بسیار وسیع در جامعه وجود دارد و این زمینه نیرومندى براى روحیه خلافکارى در جوانان است.
اینکه 42 درصد از جوانان بر این باورند که میزان دنیادوستى میان روحانیونى که مى‏شناسند، با موازین اسلامى همخوانى ندارد و 43 درصد فکر مى‏کنند روحانیون حرف‏هاى جدیدى براى گفتن به جوانان ندارند. این باور باعث عدم تعادل تربیتى و رشد مذهبى بین جوانان است و نکته قابل تأمل به شمار مى‏رود.

غرب‏زدگى‏

خطر گسترش فرهنگ غرب میان جوانان واقعیتى حسّى و عینى است که براى رفع آن، باید در برنامه‏ها و محتوا و چگونگى کارکرد مراکز آموزشى و رسانه‏هاى گروهى و نهادهاى مرتبط بازنگرى صورت گیرد.

موضوع مهاجرت نخبگان، فاجعه بزرگ ملى بوده و ناشى از عقب‏ماندگى سطح علمى، آموزشى، پژوهشى و صنعتى کشور است. این موضوع با بهره‏گیرى از اندیشه‏هاى خلّاق و نیروهاى با انگیزه سرآمد قابل جبران است و با گذار به مرحله پیشرفتگى، فرصت هجوم و سلطه‏گرى علمى و فرهنگى استکبار جهانى را سلب مى‏کند.
اعتلاى اندیشه فرهنگى و سیاسى مردم، مجهز کردن کشور به سطوح علمى، اجتماعى، اقتصادى و صنعتى نیز گامى مهم در رشد و توسعه کشور خواهد بود.
تحقیقات نشان مى‏دهد که، 42 درصد جوانان تهرانى معتقدند جوامع غربى به زن بها داده و حرمت و شأن واقعى زنان در آن کشورها رعایت مى‏شود. 48 درصد آنان آرزو دارند که «کاش در ایران مثل غرب آزادى براى زنان و مردان در همه چیز به یک اندازه بود.» این دیدگاه در هر دو گروه پسر و دختر مشاهده مى‏شود.
بدیهى است توجه به آزادى‏هاى اسلام، ارزش‏گذارى دین و آموزش مباحث مربوط، به صورت عینى و عملى از سوى صاحب‏نظران آموزش و پرورش و به ویژه علما، قانونگذاران و رسانه‏هاى ارتباطى مى‏تواند عزت و افتخار ایران اسلامى را با هویت فرهنگى غنى بشناساند و دختر ایرانى را با سربلندى به عنوان الگوى نو در سطح جهان معرفى کند.

پوشش و حجاب دختران‏

به دلیل آنکه دختران مهارپذیرترند، برنامه‏هاى تربیتى آنان جدى‏تر از پسران اجرا مى‏شود، به طورى که با به کارگیرى فشار و گاه با تحمیل همراه است. در مورد اِعمال سلیقه در چگونگى پوشش ظاهرى و رفتار دختران، گاه چنان حساسیت‏هایى اجرا مى‏شود که مسائل اصلى تحت‏الشعاع قرار مى‏گیرد و گاه آنقدر ساده و ابتدایى تلقى مى‏گردد که اصل حجاب فراموش مى‏شود!
طبق تبصره ماده 638 قانون مجازات اسلامى، زنان که بدون حجاب شرعى در معابر و انظار عمومى ظاهر شوند، به 10 روز تا 2 ماه حبس یا 50 هزار تا 500 هزار ریال جزاى نقدى محکوم مى‏شوند. از طرفى اعلام نیروى انتظامى براى برخورد عمومى، عنوان «بدحجابى» است که قانونگذار در هیچ قانونى این واژه را، پیش‏بینى و جرم معرفى نکرده است. به علاوه در هیچ قانونى میزان «حجاب شرعى» تعریف دقیقى ندارد تا بر اساس آن دستگاه قضایى و انتظامى تکلیف خود را بداند.
عالمان دینى حجاب شرعى را از دیدگاههاى نظرى چندى تعریف مى‏کنند و رفتار عمومى جامعه هم شناخت واحدى از آن ندارد. واقعیت امر آن است که آنچه ما را در این زمینه موفق نکرده، ارائه روش‏هاى سلیقه‏اى، عدم به کارگیرى درست فرضیه امر به معروف و نهى از منکر با رعایت جوانب شرعى، فراهم نکردن زمینه‏هاى رشد و آگاهى جوانان است.
استوارى و تثبیت امنیت اجتماعى از آثار مثبت حجاب ارزیابى مى‏شود. براى دختران جوان قضاوت یک‏سویه جامعه، براى ایجاد امنیت چندان خوشایند نیست و اگر در دستورهاى اسلام درنگى داشته باشیم، هر جا سخن از عفت عمومى است، بر اراده جامعه به نگاه نامحرم تأکید دارد.
بنابراین براى حفظ آرامش اخلاقى در اجتماع باید نخست حجاب را به دختران منحصر نکنیم. دوم، براى تبلیغات حفظ امنیت جامعه توسط دختران و پسران تلاش نماییم و سوم، در مباحث اجتماعى، عموم مردم را به خودکنترلى دعوت کنیم و تشویق سازیم.
به هر حال پذیرش حجاب نیازمند توجه به همه ابعاد فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى، سیاسى، هنرى، ادبى و ... است و باید همگام و همنوا با شناخت دقیق مسائل جهانى، با زبان جوانى و بدون هر گونه افراط و تفریط به نتیجه رسید.

اوقات فراغت‏

اهمیت فعالیت در اوقات فراغت در رشد جسمى، روانى و ادراکى جوانان در تمامى جوامع مورد توجه است. فعالیت‏هاى اوقات فراغت عبارتند از: بازى، ورزش، آگاهى از رویدادهاى فرهنگى، تفریحى، سرگرمى و خدمات اجتماعى. برنامه‏هاى مناسب تفریحى براى جوانان عناصر اصلى هر اقدام جهت مبارزه با بیمارى‏هاى اجتماعى و رفتارهاى انحرافى است. از آنجا که برنامه‏هاى تفریحى کمک زیادى به رشد نیروى بالقوه جسمى، عقلانى و عاطفى جوانان مى‏کنند، باید با توجه و دقتى شایسته، طراحى شوند و در اختیار جوانان قرار گیرند، تا آزادانه گزینش کنند.
بررسى موضوع اوقات فراغت در کشور ما نشان مى‏دهد که دختران در این زمینه با محدودیت‏هاى زیادى روبه‏رو هستند و اغلب از ابزارهاى مربوطه محرومند. 61 درصد مجبورند اوقات فراغت خود را صرف تماشاى فیلم و سریال‏هاى تلویزیونى کنند، در حالى که در وضعیت مطلوب فقط، 13 درصد از دختران تماشاى برنامه‏هاى تلویزیونى، فیلم ویدئویى و سینما را بر سایر برنامه‏ها ترجیح مى‏دهند در حالى که 47 درصد از آنان رسانه‏هاى خارجى و ماهواره را به برنامه‏هاى صدا و سیما ترجیح مى‏دهند.
در این زمینه اعتلا دادن به برنامه‏هاى صدا و سیما و بازنگرى در تهیه فیلم‏ها، در رشد دادن و شخصیت‏سازى و اندیشه جوانان و تغییر نگرش آنها مى‏تواند تمایل به مشاهده برنامه‏هاى ماهواره را کاهش دهد.
پس از تلویزیون، مطالعه کتاب، آن هم از نوع رمان و داستان‏هاى ادبى بیشترین زمان پنجره باز زندگى دختران جوان را به خود اختصاص داده است اما باید اعتراف کرد که کم‏رونقى کتاب‏خوانى میان 45 درصد از جوانان رواج دارد و 39 درصد از آنان به کلى کتاب نمى‏خوانند، 40 درصد هم از امکانات و عملکرد کتابخانه‏هاى محیط زندگى خود راضى نیستند.
مطبوعات هم طبق اعتقاد 70 درصد جوانان، قبل از هر چیز به منافع و مصالح جناحى خود مى‏اندیشند.
بنابراین طبق بررسى‏هاى به عمل آمده بین وضع موجود و وضع مطلوب گذران اوقات فراغتِ دختران، تفاوت معنادارى وجود دارد. دولت باید در برنامه‏ریزى‏ها، طراحى و اجراى برنامه‏ها و سیاست‏هاى مربوط به جوانان، اهمیت فعالیت‏هاى اوقات فراغت را همراه با مداخله فعال سازمان جوانان، و به کمک سازمان‏هاى بین‏المللى، کتابخانه‏هاى عمومى، مراکز فرهنگى دیگر، امکانات فرهنگى، تفریحى، هنرى و ورزشى در اختیار جوانان قرار دهد.
دختران جوان براى گسترش فعالیت خود باید به صورت گروهى، نسبت به تأسیس نهادهاى مدنى اقدام کرده و در کیفیت‏بخشى و توانمندسازى تشکیلات غیر دولتى همت گمارند و مشارکت فعال خود را در قالب شبکه‏هاى محلى، منطقه‏اى و بین‏المللى دنبال کنند.
مقامات محلى باید به مناطق پرتجمع انسانى توجهى ویژه داشته و در طراحى‏هاى شهرى، فراخور جمعیت، براى اوقات فراغت دختران جوان همت گمارند.
رسانه‏هاى ارتباطى باید به منظور بالا بردن آگاهى و درک جوانان از تمامى جنبه‏هاى همبستگى اجتماعى، از جمله بردبارى و رفتار غیر خشن و افزایش حس مسئولیت‏پذیرى تلاش کنند.
تهیه منابع مورد نیاز براى مؤسسات آموزشى و طراحى برنامه‏هاى مستمر، پویا و خلّاق مى‏تواند فعالیت‏هاى اوقات فراغت را به عنوان ابزارى براى مهارت‏آموزى بهبود بخشد.

ازدواج‏

ازدواج به عنوان سنت حسنه در باورهاى دینى و در فرهنگ ملى، عامل ایجاد امنیت و آرامش فردى و اجتماعى است و باید در برنامه‏ریزى‏هاى اصولى کشور لحاظ شود. در پژوهش سازمان ملى جوانان آمده است 80 درصد جوانان، مجرد و تنها 4/19 درصد متأهل هستند. همچنین از باب هویت همسر گزینى، 50 درصد جوانان هیجده سال به بالا در استان تهران وضعیت رشدیافته، و بقیه غیر رشدیافته دارند.
اگر چه در تحقیقات به عمل آمده توسط مرکز امور مشارکت زنان، ششمین درخواست زنان کشور، ازدواج است، در عین حال پژوهش‏ها نشان مى‏دهد که 70 درصد دختران جوان تشکیل خانواده را که یکى از اساس‏ترین نهادهاى زندگى اجتماعى است، مشغله ذهنى خود مى‏دانند.
58 درصد آنان با انگیزه تشکیل واحد مستقل خانوادگى، 25 درصد به لحاظ فشارهاى اجتماعى و اصرار اطرافیان به ازدواج فکر مى‏کنند. براى 75 درصد از دختران سن مطلوب ازدواج بین 25 - 21 سالگى است. بیش از 70 درصد مایلند شریک زندگى را خود انتخاب کنند و در تعیین ویژگى همسر ایده‏آل، 90 درصد از دختران بر سجایاى اخلاقى و ایمان مذهبى همسر آینده تأکید ورزیده‏اند. 17 درصد دختران براى ازدواج با محدودیت مالى و 15 درصد با موانع فرهنگى روبه‏رو هستند. به طور کلى عدم تعادل و ناهمزمانى بین بلوغ جنسى و عاطفى و نیز بلوغ اقتصادى و اجتماعى در وظایف و نقش‏هاى مردان در زندگى خانوادگى به روشنى دیده مى‏شود.
تأخیر در سن ازدواج پسران، وضعیت ازدواج در دختران را هم دچار خلل مى‏کند. این اشکال در نتیجه دگرگونى‏هاى جامعه ایران در گذر از ساخت سنتى به مدرن حاصل آمده است. از طرفى عدم همخوانى تعداد پسران و دختران آماده براى ازدواج و به عبارتى فزونى دختران در سنین ازدواج نسبت به پسران، ناشى از متغیر اختلاف سنى بین 1 تا 5 سال حداقل در بین 70 درصد ازدواج‏هاى مرسوم ایرانى، از جمله عوامل مؤثر بر افزایش سن ازدواج و کاهش تعداد ازدواج‏هاست. نیز بزرگ‏تر بودن پسران از دختران، همچنین میزان تحصیلات دختران و به پیروى آن اشتغال به کار و کسب درآمد توسط آنان.
از سوى دیگر به هنگام بررسى موانع ازدواج جوانان، مجموعه‏اى از مشکلات اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى که برآیند عوامل مختلف است، دیده مى‏شود، از جمله: کمبود امکانات مالى، نیافتن همسر ایده‏آل، ادامه تحصیل، نداشتن شغل ثابت، عدم دسترسى به مسکن و امکانات زندگى، دورى از شهر محل سکونت و اختلاف با والدین در مورد معیارهاى همسرگزینى.
همچنین در مقایسه دیدگاههاى دختران و پسران دانشجو در باره همسرگزینى، به انتظار و توقع تشریفات در مراسم ازدواج به دلیل وجود نابرابرى‏هاى اجتماعى، توزیع ناعادلانه ثروت و درآمد و طبقاتى شدن جامعه اشاره شده است. تلاش در جهت سرعت بخشیدن به تحقق بلوغ اقتصادى اجتماعى در سنین مناسب در قالب برنامه‏هاى آموزشى فنى و حرفه‏اى، به جوانان خوداتکایى و استقلال اجتماعى مى‏بخشد. گسترش عدالت اقتصادى و اجتماعى توسط سیاستگذاران یک وظیفه شرعى و قانونى براى رفع موانع به شمار مى‏رود.
برخى از متولّیان دینى ازدواج موقت را به عنوان راه حل آسیب‏هاى اجتماعى فراروى دختران و زنان مطرح مى‏کنند. بدون شک قانون مدنى که بر مبناى فقه شیعه وضع شده، نکاح را اعم از دائم و یا موقت مى‏داند، ولى قانونگذار تعهدات و الزامات قانونى به همراه ضمانت‏هاى اجرایى را که براى نکاح دائم وضع و پیش‏بینى کرده، در ازدواج موقت منظور نمى‏کند.
بنابراین به دلیل فقدان بسیارى از تعهدات قانونى پس از ازدواج موقت، عدم همنوایى آن با فرهنگ عمومى جامعه و سوء استفاده برخى مردان سودجو، به هیچ وجه نمى‏توان آن را به عنوان یک راه حل ترویج و گسترش داد.
آنچه همواره مورد تأکید مى‏باشد، آسان‏گیرى در امر ازدواج با فراهم کردن امکان آن و رفع موانع اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى آن است.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 17:45  توسط مریم ارشدی  | 

تربيت و رشد دختران جوان، مسئوليت‏ها، موفقيت‏ها و واقعيت‏ها

مريم ارشدى‏

[در آموزه‏هاى دينى تربيت و دانش پژوهى يا آموزش و پرورش دو بال همان براى رسيدن به كمال محسوب مى‏شوند. صبغه دينى و فرهنگى انقلاب اسلامى نيز ايجاب مى‏كند اين امر هدف اصولى در نظام آموزى جمهورى اسلامى ايران باشد. اما بايد اذعان كرد كه طى 25 سال گذشته اين دو بال همسان و همگون رشد و تكامل نيافته‏اند. رشد شاخص‏هاى آموزشى بدون همراهى شاخص‏هاى ارزشى و معنوى، اثرات زيانبارى در توسعه همه جانبه داشته، موجب عدم تعادل در جامعه مى‏شود.
در اين مقاله ضمن بررسى موضوع تربيت اجتماعى، علمى و دينى دختران، ميزان تربيت‏پذيرى آنان و الگوهاى ارائه شده در امر پوشش و حجاب، اوقات فراغت و ازدواج مورد كنگاش قرار گرفته، با توجه به واقعيات موجود، راهكارهاى اجرايى آن نيز توصيه شده است.]

مقدمه‏

«تربيت»، هدايت و اداره جريان رشد و تكاملى بشر است، به گونه‏اى كه با به فعليت رساندن و شكوفا كردن استعدادهاى بالقوه به سوى كمال مطلق يعنى خداوند متعال رهنمون شود و در سايه آن به كمال برسد.
اين كار آنگاه ميسر است كه آدمى خود و جهان را بشناسد. نيز در عصر فن‏آورى، از اخلاق دينى بهره جويد و در متن برنامه‏ريزى‏هاى تربيتى، مهارت زندگى را بياموزد و نسلى رشد يابد كه در مسير دگرگونى‏ها بازيچه نشود؛ در عين ريشه داشتن در گذشته و بر آمدن از حال به آينده، جهت‏دهنده و معنادهنده آن باشد.
در معناى «رشد» گرچه عمدتاً رشد طولى مد نظر است اما وقتى در كنار تربيت و در عرض آن قرار مى‏گيرد، بالا بردن ارتقاى سطح خواسته‏ها، بايدها و نبايدها و در پايان نحوه شدن را آن گونه كه هست، ترسيم مى‏كند و آنچنان كه بايد باشد، تعريف مى‏نمايد.
وقتى از «دختران» سخن به ميان مى‏آيد مفهوم دختر در مقابل پسر تعريف مى‏شود و نقش‏هاى دو جنس كنار يكديگر تنظيم و تعيين مى‏گردد، در حالى كه رفتار دختران، برگرفته از زمينه و بسترى است كه ساخته و پرداخته فضاى تاريخى - اجتماعى براى آنهاست و تجلى آن در سنت‏ها، قوانين، مناسبات و بخصوص نوع برخورد، رفتار و انتظارات مردان از زنان نمود پيدا مى‏كند. تربيت و رشد دختران، ضمن اهميت و ضرورت آن، زمانى به نتيجه مى‏رسد كه همراه آن آموزش و پرورش پسران نيز مورد توجه قرار گيرد و گرنه پيامدهاى بسيار بدى مى‏آورد.
دگرگونى‏هاى فكرى و نگرشى اگر تنها در دختران ايجاد شود، رشد ناموزون اجتماعى را سبب شده و ناخودآگاه آنها را در ايفاى نقش‏ها و انتظارات از مردان و جامعه متحول كرده، ميان زنان و مردان، خانواده و جامعه، ناهمخوانى و تعارض ايجاد مى‏كند كه پيامدهاى بد آن در فرزندان، نهاد خانواده را نااستوار خواهد كرد.
اگر به تربيت دختران نيز توجه نشود، محروم كردن جامعه از مربيان و تلاش آنها در تربيت نيروهاى كارآمد و توانا، با رفتار و كاركرد ضد اجتماعى نمايان مى‏گردد.
دختران و پسران ايرانى به طور متوسط در 13 - 11 سالگى به بلوغ مى‏رسند (ميانگين سنى بلوغ دختر و پسر با اين توجه كه دختران از حدود 9 سالگى به بعد و پسران در حدود 15 سالگى بالغ مى‏شوند) و به طور ميانگين در 28 - 26 سالگى اكثر آنها متأهل و شاغل مى‏شوند، از اين‏رو سازمان ملى جوانان اين فاصله سنى را كه در كشور حدود 15 سال مى‏باشد «دوره جوانى» مى‏نامد. جوان و جوانى دورانى است كه تمامى قواى زيستى، روحى، روانى، فكرى و عاطفى دچار تغييرات اساسى گرديده و بر هر يك از اين دگرگونى‏ها، قانونمندى خاصى چيره است، بنابراين مهندسى دنياى پرتلاطم جوانى از پيش‏نيازهاى اصلى برنامه ساماندهى در كشور شمرده مى‏شود.
دوره جوانى در دختران به دليل نوع ساختار ذهنى و روانى و تاريخى، از حساسيت ويژه‏اى برخوردار است كه با فعاليت آگاهانه، محققانه و دلسوزانه علما و مسئولان اين مرز و بوم (كه دل در گرو اسلام، انقلاب و سربلندى ملت ايران دارند) به سر منزل مقصود خواهد رسيد. در عين حال در «جمهورى اسلامى ايران» بايد رشد دختران جوان با حفظ باورها و اعتقادات دينى و ارزش‏هاى ملى هماهنگ شود تا الگوى نو از زن مسلمان ايرانى در جهان را ارائه كند.

درآمد

نگاهى به وضعيت فرهنگى پيش از انقلاب اسلامى نشان مى‏دهد كه بيشتر دختران جوان به دلايل بسيار، از حضور در محافل علمى، فرهنگى و اجتماعى محروم بودند. خانواده‏ها به خاطر عدم اطمينان به فضا و نظام آموزشى و ارزش‏هاى حاكم در رژيم، دختران خود را حتى از رفتن به مدرسه باز مى‏داشتند. مردم، دانشگاه را كانون مروّجان ضد دينى مى‏دانستند. واكنش زنان به سبب غيرت اجتماعى، آنان را به گوشه‏گيرى و انزوا هدايت مى‏كرد.
زنى كه به دليل اختناق شديد حكومتى و جوّ نامناسب فرهنگى حتى در داستان‏ها و ضرب‏المثل‏ها تحقير مى‏شد، خود را موجودى بدبخت، عقب‏افتاده و ناقص مى‏پنداشت و در صدد يافتن راه نجات بود. با شنيدن فرياد دروغين زير عنوان آزادى، فرهنگ بيگانه رواج يافت. وضعيت خفقان‏آور آن زمان و رها كردن دختران جوان در جهالت و بى‏خبرى از دستورهاى اسلام و مصالح جامعه، موجبات فراگير شدن بى‏عفتى و بى‏توجهى به ارزش‏هاى اسلامى به ميزان نادانى و حقارت‏شان شد.
در آن زمان از سازمان‏ها، رسانه‏ها، همايش‏ها، مجلات و كتب ارزشى خبر چندانى نبود بلكه فيلم‏ها، سريال‏هاى تلويزنى، جشن‏ها، شب‏نشينى‏ها و برنامه‏هاى پر زرق و برق ضد دينى، آشكار و نهان با برنامه‏ريزى دقيق از سوى حكومت به فراوانى به كار فرهنگ‏زدايى و ترويج بى‏بند و بارى، برهنگى و ... مى‏پرداخت.
تشكيلات گسترده كاخ جوانان براى تشويق دختران و پسران به عضويت در آن با اردوهاى مختلط تابستانى در سواحل درياى شمال، بر ضد دين و فرهنگ ملى، آداب و سنن و ارزش‏هاى مذهبى جولان مى‏داد.
خوشبختانه انقلابى عظيم زير پرچم اسلام، دست استعمارگران را از كشور بُريد. حركتى كه آغاز شد خاستگاه نگرش غير سنتى از دين و فرهنگ غالب داشت. اسلام ناب محمدى به فرمايش امام خمينى به رغم سيطره ظلم و جهل، نقاب از رخساره برمى‏كشد و روشنگرى آغاز مى‏شود. ابزار كار، دانش است و منطق شيوه كردار، لطف است و مرحمت. روش تبليغ، آموزش قرآنى «جدال احسن» است. محافل عيش و طرب جوانان، به كانون‏هاى بحث و تبادل نظر تبديل مى‏شود.
جوانان مسلمان، در قالب انجمن‏هاى اسلامى، انديشه و بينش و منش دينى را ترويج مى‏كنند. روش‏هاى تربيتى بيمناكانه و تهديدآميز از بين مى‏رود و روش‏هاى محبت‏آميز، معقول و منطقى جايگزين مى‏شود. خوشرويى، نرمخويى، عدم تفحص در امور داخلى و خصوصى جوانان و كمك به حل مشكلات مالى و تحصيلى دانشجويان مورد تذكر علما و روحانيون قرار مى‏گيرد و تجربه اين دهه، الگوى جوانان جهان مى‏شود.
در اين دوره آنچه براى دختران جوان اهميت دارد، معنويت است؛ شور و عاطفه و احساس دختران با عشق خدايى سرشته مى‏شود و معيار انتخاب و ازدواج، تجلى واقعيات انسانى و ابزارى براى احيا، تقويت و تكامل اين هويت است.
مشاركت اجتماعى، سياسى و فرهنگى دختران جوان، و آنچه كه تا پيش از اين از ديدگاه عرف، ننگ محسوب مى‏شد، به عنوان شعور و شعائر دينى مطرح مى‏شود. در اين زمان نقش امام راحل و رهبران دينى و سياسى روشنفكر براى هدايت هيجان‏هاى جوانى و انرژى دختران جوان قابل ستايش است.
اكنون بيش از ربع قرن از پيروزى انقلاب اسلامى و استقرار نظام جمهورى اسلامى مى‏گذرد. انقلابى كه بيش از آنكه سياسى باشد، فرهنگى است. در اين مدت، رسانه‏هاى ارتباط جمعى، مروِّج اسلام و تبليغ‏كننده ارزش‏هاى اسلامى بوده‏اند. نيز چندين نهاد، سازمان و ارگان رسمى و غير رسمى، متولى تربيت و ترويج آداب و سنن مذهبى‏اند.
سازمان تبليغات اسلامى، با تشكيلاتى گسترده دست‏اندركار پرورش فرهنگ دينى در سراسر كشور و خارج است. بخش گسترده‏اى از تبليغات حوزه علميه با امكانات درخور، حفظ و بالندگى ارزش‏هاى دينى و گسترش آموزه‏هاى فرهنگ مذهبى را بر عهده دارد. روحانيون در شهرها و روستاها به ارشاد مردمان مشغولند. نظام آموزشى كشور، كتب درسى، قوانين و مقررات اجتماعى بازسازى شده و توسط فرهيختگان اسلامى و نخبگان دين سامان يافته است. اما با وجود همه اينها از وضع فرهنگى جوانان مى‏ناليم، از بدحجابى و كم‏حجابى دختران شِكْوه داريم و هر از چند گاهى با اعتراضات خيابانى و بگير و ببندهايى كه در بسيارى موارد از ملاحظات و رهيافت‏هاى روان‏شناختى فاصله دارد در پى اصلاح آنان (كه به نظر ما پاى‏بند به ارزش‏هاى دينى نيستند) هستيم.
35 درصد از دختران جوان، نظاره‏گر خواسته‏هاى سياسى احزاب و گروههاى درگير در كشورند و خواستار حقوق شهروندى مساوى با پسران هستند. آزادى در تصميم‏گيرى در سطوح خانواده و اجتماع را مورد تأكيد قرار داده، احترام به حريم خصوصى جوانان خصوصاً دختران را ضرورى و عاملى جهت افزايش حس خودباورى و تقويت حضورشان در جامعه مى‏دانند. امنيت اجتماعى را نيز به عنوان پيش‏نياز حضور در عرصه‏هاى مختلف مطرح مى‏كنند و از وضع موجود اظهار نارضايتى مى‏نمايند. چنان كه از تبعيض‏هاى موجود در خانواده و اجتماع بين دختران و پسران به ويژه در زمينه‏هاى اقتصادى، حقوقى و اجتماعى شِكْوه دارند و بر لزوم سياستگذارى و تغيير نگرش عمومى بر اساس عدالت جنسيتى تأكيد مى‏كنند. نيز از محدوديت‏هاى ورزش و تفريح دختران و كمبود فضاى مناسب و نابرابرى‏هاى موجود در بُعد آموزش مى‏نالند. چنان كه رويه‏ها و تصميمات غلط رايج و تفسير سليقه‏اى از دين، ضعف قانون و عدم روحيه خودباورى را مانع پيشروى خويش مى‏دانند.
در اين مقاله، بدون اينكه فرد يا گروه، سازمان يا نهادى را مقصر بدانيم، با بيان مسئوليت‏ها، موفقيت‏ها و واقعيت‏هاى فرا روى تربيت و رشد دختران، اميداوريم مطالب ارائه شده در سياستگذارى‏هاى اجتماعى و برنامه‏ريزى‏هاى اقتصادى و خطمشى فرهنگى كشور، مورد نظر مسئولان قرار گيرد.

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 14:16  توسط مریم ارشدی  | 

 

نتايج جشنواره مهر افرينان فاطمي در سال ۱۳۹۰-۹۱ اعلام شد

و دراین ميان بانوان فرهنگي شهرستان باز درخشيدند.

با توجه به بخشنامه ارسالي از استان در رشته وبلاگ نويسي دانش آموزي خانمها زينب اعتصام پور و مليكا افروز رتبه اول استان را به خود اختصاص دادند كه جا دارد از اين عزيزان تقدير ويژه بعمل ايد.

واما در بخش فرهنگيان

رتبه اول وبلاك نويسي استان:مولود اعظميان بيدگلي

رتبه دوم وبلاگ نويسي استان:محبوبه سجادي

رتبه اول پوستر استان:سكينه مبيني

رتبه سوم پوستر استان:ام البنين حاجي غياثيان

رتبه سوم نماهنگ استان:سميه جشني

براي آگاهي از جزييات بيشتر مي توانيد به پورتال امور زنان در سايت وزارت اموزش وپرورش و يا با ادرس ذيل مراجعه نماييد.

نتايج جشنواره مهر افرينان فاطمي در استان اصفهان

ازتمام عزيزاني كه در اين طرح شركت نمودند كمال تشكر وقدر دانمي را داريم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391ساعت 16:1  توسط مریم ارشدی  | 

 

به گزارش روابط عمومی سازمان رفاهی تفریحی شهرداری کاشان دومين همايش پياده روي مادران و دختران به  همت اداره ورزش و تفریحات سالم این سازمان با همکاری اداره ورزش و جوانان و آموزش و پرورش کاشان برگزار        مي شود.

مدیر عامل سازمان با اعلام این خبر گفت : سازمان رفاهی تفریحی در راستای ترویج فرهنگ ورزش بانوان و سلامتی اقدام به برنامه ريزي  برگزاری  دومين دوره اين همايش نموده است.

مهدی نادعلی با اشاره به برنامه ریزی و تدارك ویژه براي برگزاري اين دوره از همايش افزود: اشاعه فرهنگ  ورزش که موجب نشاط و شادابی در بین خانواده ها به ويژه مادران که نقش اصلی را در سلامت خانوادها ایفا می کنند موجب رشد سلامت در بين شهروندان مي شود و در دراز مدت هزينه هاي خانواده را كاهش مي دهد.

نادعلی افزود: همایش پیاده روی مادر و دختر روز 19 اسفند ماه از خیابان بهشتی به طرف پارک آيت الله مدنی (ره) برگزار مي شود همچنين دراین همایش به قید قرعه به تعدادی از شرکت کنندگان هدایای به رسم یادبود اهدا میگردد.



+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اسفند 1390ساعت 9:2  توسط مریم ارشدی  | 

در آستانه­ی نوروز:

 همایش "گردشگر مهمان ماست" در کاشان

به گزارش روابط عمومی سازمان رفاهی تفریحی شهرداری کاشان ، مدیرعامل این سازمان از برگزاری ، دومین همايش "گردشگر ميهمان ماست" در خانه تاريخي طباطبايي هاي اين شهرستان خبر داد.

به گفته وی اين همايش در نیمه دوم اسفندماه سال جاری به منظور آشنايي شهروندان با رسم مهمان نوازي در استقبال از گردشگران نوروزي اين شهرستان برگزار مي شود.

در اين همايش که با چند موضوع اصلي براي آموزش و هماهنگي در بين برخي از صاحبان مشاغل اين شهرستان برگزار خواهد شد، صاحبان صنوف گلابگيران، قنادان، فروشندگان صنايع دستي، هتل داران ، مهمان پذيران و دفاتر آژانس های مسافرتی و توریستی از جمله شرکت کننده هاي اين همايش هستند که در رابطه با موضوع 'انصاف در اصناف" آموزش هاي لازم را مي بينند.

مهدی نادعلی با اشاره به اجرای طرح حرف حساب با احادیث موضوعی از ائمه اطهار و امامان معصوم (ع) توسط روابط عمومی سازمان در سال جاری گفت: طرح حرف حساب شامل احادیثی است که در گذشته با عنوان مکاسب برای کسبه در مساجدی که در بازارهای قدیمی واقع شده بودند تدریس می گردیده است.

وی با اشاره به اینکه کسبه­ی بازار در گذشته، هر صبح قبل از شروع کار با حضور در این کلاس ها با مسائل شرعی و معاملات اسلامی آشنا می شده اند اما در این طرح با روش های نوین به صورت تبلیغات گرافیکی و در ویژه نامه های تبلیغاتی احادیث موضوعی با عنوان رزق حلال طراحی و چاپ و توزیع گردید.

نادعلی در خاتمه تاکید کرد: رانندگان به عنوان يکي از مخاطبان اصلي اين همايش نيز با وظايفي از جمله همسفری با گردشگر و راهنمایي گردشگران و نيروهاي امر به معروف و نهي از منکر با هدف خدمت به مسافران و حفظ ارزش هاي اسلامي- دینی آشنا مي شوند.


+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اسفند 1390ساعت 8:1  توسط مریم ارشدی  | 

 

برادر گرامي و ارجمند جناب آقاي تيمسار منصوري

سلام عليكم

بااحترام، انتخاب شايسته جنابعالي را كه به لحاظ سوابق مديريتي و اجرايي دوران بسيار درخشاني داشته ايد و به لحاظ تدين از درجات ارزشمندي برخوردار هستيد تبريك عرض مي نمايم.

همچنين اين پیروزی بزرگ را به ملت فهيم، قدرشناس و متدين كاشان و آران و بيدگل كه همچون گذشته حماسه اي وصف ناپذير آفريدند و به پیروی از فرامین ولی امر مسلمین،با نقش‌آفرینی پرشور خود، مشارکت ملی، مردم سالاری دينی و ولایت مداری اسلامی را به منصه ظهور رساندند و ثابت كردندکه با تکیه بر سرمایه عظيم وحدت و يكپارچگي و چنگ زدن به ريسمان محكم الهي مي توان پله های پیشرفت را یکی پس از دیگری طی نمود؛ و الگوي وحدت در موضوعات مختلف شدند، شادباش مي گويم.

از همه اقشار متحد شهرستانهاي كاشان و آران و بيدگل مي خواهم  تجربه وحدت خويش را همواره به ياد داشته باشند و به نماينده منتخب خويش كمك نمايند تا براي تقويت نظام، رشد و پيشرفت شهرستان و موفقيت جنابعالي تلاش نمايند.

ان تنصرالله ينصركم و يثبت اقدامكم

مريم ارشدي

مدير تشريفات مركز امور زنان وخانواده نهاد رياست جمهوري

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اسفند 1390ساعت 15:25  توسط مریم ارشدی  | 

زنان و شش دوره نمایندگى مجلس شوراى اسلامى

 مریم ارشدی  (قسمت اول)


 [بر اساس قانون اساسى همه مردم حق شرکت در انتخابات را دارند، چه زن و چه مرد. به جز ریاست جمهورى که مورد بحث است، زنان از نظر قانونى در سایر انتخابات مى‏توانند همانند مردان با داشتن شرایط قانونى نامزد و انتخاب شوند. در شش دوره انتخابات مجلس شوراى اسلامى، منتهى به سال 1382، زنان هر چند نتوانسته‏اند کرسى‏هاى زیادى را در مجلس به دست آورند اما عدم محدودیت قانونى و حضور عملى آنان در هر شش دوره، حضور آنان در مجلس را امرى تثبیت شده مى‏نمایاند ولى طبعاً در رقابت براى نامزد شدن و رأى آوردن، مسیر آسانى را ندارند. در این مقاله به تفصیل به بررسى آمارى حضور زنان در شش دوره انتخابات تحصیلات، میزان آراء، مقایسه‏ها و زنان منتخب به صورت جداگانه پرداخته شده است، هم در تهران و هم در شهرستان‏ها.]

اشاره: انقلاب اسلامى فضاى جدیدى براى زنان ایران گشود. آرمان‏هاى انقلاب اسلامى، زنان را به عنوان هویت‏هاى انسانى برابر با مردان که از «خمیرمایه واحد» بر آمده و در پیشگاه خداوند برترین آنها، «باتقواترین» آنهاست، مطرح ساخته، همگام با اندیشه‏هاى نوگرایانه نخبگان، عرصه جدیدى را تجربه کرد. زن مسلمان بر اساس اسطوره‏هاى دینى صدر اسلام و زندگى حضرت فاطمه(س) و حضرت زینب(س) از حصارهاى تنگ خارج شده و پذیرش مسئولیت اجتماعى و نقش فعال را که در طول تاریخ به مردان تعلق داشت، نه تنها مجاز بلکه ضرورى یافت.
در الگوى طراحى شده در اندیشه‏هاى متفکران انقلاب اسلامى براى حضور فعال زنان در عرصه‏هاى مختلف اجتماعى، با رعایت ضوابط و شئون اسلامى، نقش معمار بزرگ انقلاب، حضرت امام خمینى(ره)، علماى روشنفکر و نهادهاى مدنى قابل توجه است.
بر اساس قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران نیز همه مردم اعم از زن و مرد، به طور مساوى حق شرکت در انتخابات را دارند و هیچ تفاوتى براى رأى دادن، نامزد و انتخاب شدن بین زن و مرد وجود ندارد. بنابراین مشارکت سیاسى زنان و آنچه پیش از این، از دیدگاه عرف ناصواب به شمار مى‏آمد به عنوان شعور و شعار دینى مطرح شد. در این زمان امنیت اجتماعى و فعالیت در کنار مردان سبب شد که زنان، رهایى‏بخش‏ترین صحنه‏هاى مشارکت خود را تجربه کنند.
تأکید حضرت امام(ره) مبنى بر ضرورت مشارکت و حضور زنان در عرصه‏هاى مختلف نیز موجب شد با آغاز فعالیت‏هاى انتخاباتى براى تشکیل اولین دوره مجلس شوراى اسلامى، زنان در فهرست نامزدهاى انتخاباتى بسیارى از گروهها و تشکل‏ها قرار گیرند و شکل جدیدى از مشارکت سیاسى خود را آغاز کنند. هر چند تا دستیابى به جامعه مطلوب راهى دراز در پیش داریم اما امید است این مقاله که مرورى بر حضور زنان در مجلس شوراى اسلامى است مقوله‏اى براى ارائه اطلاعات بیشتر به مسئولان باشد تا در برنامه‏ریزى‏هاى خود براى دستیابى بر حقوق انسانى زنان و رعایت عدالتى که معمار انقلاب اسلامى حضرت امام خمینى(ره) بدان معتقد بود، تلاش کنند.


انقلاب اسلامى فضاى جدیدى براى زنان ایران گشود. آرمان‏هاى انقلاب اسلامى، زنان را به عنوان هویت‏هاى انسانى برابر با مردان که از «خمیرمایه واحد» بر آمده و در پیشگاه خداوند برترین آنها، «باتقواترین» آنهاست، مطرح ساخته، همگام با اندیشه‏هاى نوگرایانه نخبگان، عرصه جدیدى را تجربه کرد. زن مسلمان بر اساس اسطوره‏هاى دینى صدر اسلام و زندگى حضرت فاطمه(س) و حضرت زینب(س) از حصارهاى تنگ خارج شده و پذیرش مسئولیت اجتماعى و نقش فعال را که در طول تاریخ به مردان تعلق داشت، نه تنها مجاز بلکه ضرورى یافت.
در الگوى طراحى شده در اندیشه‏هاى متفکران انقلاب اسلامى براى حضور فعال زنان در عرصه‏هاى مختلف اجتماعى، با رعایت ضوابط و شئون اسلامى، نقش معمار بزرگ انقلاب، حضرت امام خمینى(ره)، علماى روشنفکر و نهادهاى مدنى قابل توجه است.
بر اساس قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران نیز همه مردم اعم از زن و مرد، به طور مساوى حق شرکت در انتخابات را دارند و هیچ تفاوتى براى رأى دادن، نامزد و انتخاب شدن بین زن و مرد وجود ندارد. بنابراین مشارکت سیاسى زنان و آنچه پیش از این، از دیدگاه عرف ناصواب به شمار مى‏آمد به عنوان شعور و شعار دینى مطرح شد. در این زمان امنیت اجتماعى و فعالیت در کنار مردان سبب شد که زنان، رهایى‏بخش‏ترین صحنه‏هاى مشارکت خود را تجربه کنند.
تأکید حضرت امام(ره) مبنى بر ضرورت مشارکت و حضور زنان در عرصه‏هاى مختلف نیز موجب شد با آغاز فعالیت‏هاى انتخاباتى براى تشکیل اولین دوره مجلس شوراى اسلامى، زنان در فهرست نامزدهاى انتخاباتى بسیارى از گروهها و تشکل‏ها قرار گیرند و شکل جدیدى از مشارکت سیاسى خود را آغاز کنند. هر چند تا دستیابى به جامعه مطلوب راهى دراز در پیش داریم اما امید است این مقاله که مرورى بر حضور زنان در مجلس شوراى اسلامى است مقوله‏اى براى ارائه اطلاعات بیشتر به مسئولان باشد تا در برنامه‏ریزى‏هاى خود براى دستیابى بر حقوق انسانى زنان و رعایت عدالتى که معمار انقلاب اسلامى حضرت امام خمینى(ره) بدان معتقد بود، تلاش کنند.

پایان قسمت اول

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 14:13  توسط مریم ارشدی  | 

انتخابات مجلس و پیروزی الهیار صالح

محمد دهقانی روزنامه‌نگار*

 یکی از رخدادهای مهم در سال ۱۳۳۹ برگزاری انتخابات مجلس شورای ملی بود. در این سال، کشور دارای دو حزب عمده و مهم بود: حزب ایران نوین و حزب مردم و بدین سبب، تمام نامزدهای نمایندگی باید از یکی از این دو حزب معرفی می‌شدند. حزب مردم با اینکه حزب اقلیت به حساب می‌آمد، اما از آن جهت که امیراسدالله علم، رهبری آن را بر عهده داشت از قدرت و اقتدار زیادی برخوردار بود. هواداران این حزب شعار می‌دادند: «حزب مردم، زعلم گشت علم» با این وجود، سیاست این بود که حزب ایران نوین به عنوان حزب اکثریت (حزب دولت) نامزدهای بیشتری برای مجلس داشته باشد.

 در این میان، تنها شهری که نامزدی خارج از این دو حزب داشت، کاشان بود. ذکر این توضیح را پیش از ورود به بحث انتخابات و چگونگی برگزاری آن ضروری می‌دانم اینکه: جبهه ملی که در اواخر دهة ۲۰ و اوایل دهة ۳۰ به خاطر رهبری دکتر محمد مصدق به عنوان قدرتمندترین گروه سیاسی، دارای اقتدار فراوانی بود، پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سقوط دولت ملی مصدق و انتصاب سرلشگر فضل‌الله زاهدی و پس از آن، نفوذ ایالات متحده آمریکا در تمام ارکان مملکت و استحکام قدرت مطلقه محمدرضا شاه، از فعالیت باز ایستاد. دکتر مصدق در یک دادگاه نظامی‌فرمایشی به سه سال حبس محکوم شد و تا پایان عمر در مزرعه شخصی خود –احمد آباد- به حال تبعید، خانه‌شین شد و بسیار از اعضای بانفوذ جبهه ملی نیز یا به زندان رفتند و یا با کناره‌گیری از سیاست، به مشاغل دیگری روی آوردند.

 در این سال‌ها، رهبری حزب پس از دکتر محمد مصدق به الهیار صالح از چهره‌های خوشنام و ملی کشور سپرده شد. این در حالی بود که سیاست آمریکا در این دوران بر اساس دکترین تازه‌ای که تدوین شد، ایجاد به اصطلاح «فضای آزاد سیاسی» در برخی از کشورها از جمله ایران بود. بر همین مبنا و به خاطر جوّ سیاسی تازه و فرصتی که پیش آمده بود، جنب و جوش‌هایی در جبهه ملی به وجود آمد و بویژه تشکل‌های دانشجویی با برگزاری میتینگ‌های کوچک و بزرگ به فعالیت‌های تازه‌ای دست زدند.

 یکی از تحولات مهم در این دوره، نامزدی اللهیار صالح برای مجلس شورای ملی از کاشان بود. هرچند وابستگان و علاقه‌مندان جبهه ملی در این انتخابات از صالح حمایت می‌کردند، اما خود او اصرار داشت که به عنوان «منفرد» در انتخابات شرکت کرده است. به عبارت دیگر، اللهیار صالح، تنها فردی بود که خارج از دو حزب اصلی ایران نوین به رهبری مهندس شریف امامی‌و حزب مردم به رهبری اسداله علم، نامزد انتخابات شده بود. رقیب اصلی و عمده صالح در انتخابات کاشان، سید ابوالقاسم لاجوردی بود که از سوی سرمایه‌داران و صاحبان کارخانه‌های بزرگ ریسندگی و بافندگی و مخمل و ابریشم کاشان حمایت می‌شد. ابوالقاسم لاجوردی فرزند سید محمود لاجوردی از پایه‌گذاران کارخانه‌های بزرگ در کاشان بود. از سوی دیگر، لاجوردی‌ها در تهران نیز فعالیت‌های بزرگ اقتصادی داشتند و مرکز فعالیت آنها در سرای حافظ –نزدیک بازار بزرگ- در آن روزها مکانی برای حضور افراد قدرتمند کشور بود. در کاشان نیز مسئولان و متصدیان کارخانه‌های ریسندگی و بافندگی، مخمل و ابریشم و دیگر کارخانه‌های تولیدی با تمام امکانات خود از ابوالقاسم لاجوردی حمایت می‌کردند.

 اللهیار صالح که پس از سال‌ها وزارت و سفارت و وکالت به کاشان آمده بود با استقبال پرشور و بی‌سابقه گروه‌های مختلف مردم روبرو شد. او برای فعالیت‌های انتخاباتی خود، خانه کوچکی را در خیابان شهید رجایی کنونی اختصاص داد. هر ساعت از شبانه‌روز، همین خانه، مملو از جمعیتی می‌شد که از صالح پشتیبانی می‌کردند. علاوه بر این، هر روز اجتماعات بزرگی از مردم در نقاط مختلف شهر کاشان، آران و بیدگل و دیگر نقاط شهرستان برگزار می‌شد و صالح با سخنرانی‌های خود، مردم را به شرکت در انتخابات تشویق می‌کرد.

 اللهیار صالح در یکی از سخنرانی‌های خود در محل امامزاده محمد هلال‌بن علی(ع) در آران در اجتماع ده‌ها هزار تن از گروه‌های مختلف مردم، با اشاره به وضعیت مملکت اظهار داشت: «لازم نیست تمام جوانان به تحصیل بپردازند و در انتظار استخدام در ادارات و سازمان‌های دولتی باشند، بلکه بسیاری از آنها باید به کارهایی که پدرانشان به آن اشتغال دارند و از جمله کشاورزی بپردازند.»

 این سخنرانی به مذاق برخی از جوانان بویژه دانش‌آموزان و دانشجویان خوش نیامد و باعث اعتراض آنان شد. بر این اساس، با نوشتن نامه‌ای به صالح، از او پیرامون اظهاراتش، خواستار ادای توضیحات بیشتری شدند. در این نامه، تأکید شده بود که جهان امروز با دوران ساسانیان و حکومت «مغ‌ها» تفاوت دارد و نباید تحصیل را منحصر به طبقات خاصی که از ثروت و امکانات زیادی برخوردارند بدانیم. بلکه در میان فرزندان کارگران و کشاورزان، استعدادهایی می‌توان یافت که اگر امکانات لازم در اختیارشان قرار گیرد، می‌توانند با اتکا به نبوغ خود، به چهره‌های سرنوشت‌ساز کشور تبدیل شوند.

 این نامه توسط اینجانب تسلیم آقای صالح شد. او پس از قرائت نامه صراحتاً اظهار داشت: «از سخنان من، برداشت درستی نشده و شاید هم من هنگام ادای این جمله، اشتباه کرده باشم که به این وسیله از همه جوانان پوزش می‌خواهم.»

استقبال مردم کاشان و شهرها، بخش‌ها و روستاهای تابعه از اللهیار صالح، آن‌چنان گسترده شد که حتی کارگران کارخانه‌های ریسندگی و بافندگی و مخمل و ابریشم، هر شب پس از صرف شام در محل کارخانه، به محلی که صالح برای امور تبلیغاتی خود در خیابان رجایی اختصاص داده بود، می‌آمدند و به نفع او شعار می‌دادند.

 ابوالقاسم لاجوردی که کاملاً قافیه را در برابر صالح باخته بود، با اجاره کردن یک فروند هواپیما، به پخش اوراق تبلیغاتی خود در سطح شهر کاشان پرداخت، امّا این ترفند تبلیغاتی نیز مؤثر واقع نشد و مردم، بویژه جوانان با جمع‌آوری اوراق تبلیغاتی لاجوردی و نوشتن جمله: «ما به اللهیار صالح رأی می‌دهیم.» نقشه‌های رقیب قدرتمند صالح را نقش بر آب کردند.

 در سال ۱۳۳۹ هنوز زن‌ها حق رأی نداشتند و سن قانونی مردان برای دادن رأی نیز ۱۸ سال تمام بود. با این وجود، هنگامی‌که نتیجه انتخابات کاشان از سوی فرمانداری اعلام شد، مشخص گردید که اللهیار صالح با اکثریت بیش از ۳۳ هزار رأی در برابر کمتر از سه هزار رأی ابوالقاسم لاجوردی به پیروزی رسیده است.

 انتخابات اللهیار صالح به عنوان تنها نماینده منفرد انتخابات در کشور، بازتاب گسترده‌ای نه تنها در ایران که در سطح جهان داشت و خبرگزاری‌های بزرگ بین‌المللی این انتخاب را به عنوان «شگفت‌انگیزترین رخداد» پس از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ دانستند و تفسیرهای گوناگونی از آن ارائه دادند.

 اللهیار صالح پس از پیروزی در انتخابات وارد مجلس شد و نخستین اقدام او، اعتراض به اعتبارنامة «جمال اخوی» نمایندة اول تهران بود. او در نطقی که در جلسه علنی مجلس ایراد کرد، اظهار داشت: «ملت ایران از این مجلس، ناراضی است و باید منحل شود.»

 نشریة فکاهی توفیق، در رابطه با اعتراض صالح به اعتبارنامة جمال اخوی، با چاپ یک کاریکاتور، روی جلد خود، تصویری از یک شتر، و البته با سروکلة جمال اخوی، و نامیدن او به عنوان «جمل ابوی» و نیز تصویری از اللهیار صالح به نام «مشدی صالح» به شکل چوپانی که با چوبدستی خود، بر پشت شتر، ضربه می‌زند، نخستین اقدام جنجالی صالح در مجلس را به تصویر کشید.

 وجود تشنج‌های مداوم در جلسات علنی مجلس و اجتماع هر روزه دانشجویان طرفدار جبهه ملی در میدان بهارستان، از عواملی بود که شاه را به وحشت انداخت و به عبارت دیگر، تحمّل مجلسی با این ویژگی‌ها و بخصوص حضور اللهیار صالح را نداشت، بنابراین با استفاده از اختیاراتی که در سال ۱۳۲۷ از سوی مجلس مؤسسان به او تفویض شده بود، مجلس شورای ملی را منحل کرد.

عوامل تشکیل مجلس مؤسسان

 تشکیل مجلس مؤسسان، نتیجة عواملی بود که پس از به سلطنت رسیدن محمدرضا به وجود آمده بود، که اشاره به این عوامل در این جا، خالی از لطف نیست:

 پس از اخراج رضاخان از ایران و تبعید او به دستور انگلیسی‌ها به جزیزة موریس، فرزند ارشد –محمد رضا- با موافقت سران کشورهای پیروز در جنگ دوم جهانی به سلطنت رسید. در کنفرانسی که با حضور «دوایت روزولت» رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، وینستون چرچیل، نخست‌وزیر انگلیس و ژوزف استالین، نخست‌وزیر اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی در تهران تشکیل شد، ضمن اعلام کشور ایران به عنوان «پل پیروزی متفقین در جنگ علیه آلمان نازی و هیتلری» ادامة سلطنت محمدرضا را مورد تأکید قرار دادند.

 محمد رضا که در ابتدای سلطنت خود، قدرت کافی نداشت و از دیگر سو، احزابی که در زمان سلطنت مستبدانة رضاخان، قدرت فعالیت نداشتند، با توجه به شرایط مساعدی که پس از شهریور ۱۳۲۰ به وجود آمده بود، بار دیگر اعلام موجودیت کردند، به گونه‌ای که شاه را در انتخاب نخست‌وزیران، ناگزیر به اطاعت از «رأی تمایل مجلس شورای ملی» کردند. بر همین اساس بود که طی ده سال اول سلطنت محمدرضا، از شهریورماه ۱۳۲۰ که محمدعلی فروغی همزمان با به سلطنت رسیدن محمدرضا مقام نخست‌وزیری را بر عهده داشت تا ۱۲ اریبهشت‌ماه ۱۳۳۰ که دکتر محمد مصدق به نخست‌وزیری رسید، پانزده نفر، به این شرح بر مسند نخست‌وزیری تکیه زدند:

 - علی سهیلی (۱۸ اسفند ۱۳۲۰).

 - احمد قوام السلطنه (۱۷ مرداد ماه ۱۳۲۱).

 - محمد ساعد (۱۲ مردادماه ۱۳۲۲).

 - مرتضی قلی‌بیات (۴ آذرماه ۱۳۲۳).

 - ابراهیم حکیمی‌(۲۳ اردیبهشت‌ماه ۱۳۲۴ به مدت یک‌ماه).

 - محسن صدر، صدرالاشراف (۲۳ خرداد ۱۳۲۴).

 - ابراهیم حکیمی‌برای دومین بار (۶ دی‌ماه ۱۳۲۴ به مدت یک‌ماه!).

 - احمد قوام السلطنه برای دومین بار (۲۵ بهمن‌ماه ۱۳۲۴).

 - ابراهیم حکیمی‌برای سومین بار (۶ دی‌ماه ۱۳۲۶، این بار برای شش‌ماه).

- عبدالحسین هژیر (۲۷ خرداد ۱۳۲۷ برای مدت پنج‌ماه).

- محمود ساعد برای دومین بار (۲۹ آبان‌ماه ۱۳۲۷).

- علی منصور (۱۴ فروردین ماه ۱۳۲۹ برای مدت سه ماه).

- سپهبد حاجعلی رزم‌آرا (۶ تیرماه ۱۳۲۹ . ترور شد).

- حسین علاء (۲۹ اسفندماه ۱۳۲۹).

- دکتر محمد مصدق (از ۱۲ اردیبهشت ۱۳۳۰).

ترور شاه و انحلال حزب توده

محمدرضاشاه هنگام بازدید از دانشگاه تهران در ۲۱ فروردین‌ماه ۱۳۲۷ مورد سوء قصد قرار گرفت و از ناحیة سر و صورت مجروح شد، امّا جان سالم به در برد. شاه و هوادارانش، حزب توده را عامل ترور دانستند و در پی آن، این حزب را منحل کردند. محمدرضا که فرصت را مغتنم می‌شمرد، فرمان تشکیل مجلس موسسان را صادر کرد و همین مجلس بود که اختیار انحلال مجلس شورای ملی را به شاه تفویض کرد و بر مبنای همین اختیار بود که دستور انحلال مجلسی صادر شد که اللهیار صالح در سال ۱۳۳۹ به عنوان تنها نمایندة منفرد به آن راه یافته بود.

 اللهیار صالح، پس از آن، برای همیشه از سیاست کناره‌گیری کرد و در خانة کوچکش واقع در خیابان فخر رازی، به زندگی سادة خود تا زمان مرگ ادامه داد. او پس پیروزی انقلاب اسلامی‌به رهبری امام خمینی(ره) از جمله نخستین شخصیت‌هایی بود که به «جمهوری اسلامی‌» رأی مثبت داد. صالح در پاسخ پرسش خبرنگارانی که نظر او را دربارة نظام سیاسی ایران جویا شدند، اظهار داشت: «من به هر نظامی‌که حضرت آقا (امام خمینی) پیشنهاد کنند، رأی موافق می‌دهم و نظر معظم را صائب می‌دانم.»

 اللهیار صالح در سال ۱۳۵۸ در تهران درگذشت و تمام دارایی او که چندهزار جلد کتاب ارزشمند بود، به آستانة مبارکه حضرت محمد هلال‌بن علی علیه السلام، واقع در زادگاهش شهر آران واگذار کرد. محل تولد صالح در خانه‌ای مشهور به «خانه قلعه» واقع در محلة مسجد قاضی آران بود. مبصر‌الممالک، پدر اللهیار صالح در آن هنگام، حاکم آران و بیدگل بود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 14:22  توسط مریم ارشدی  | 

 
نگاهي به صنايع‌دستي استان قزوين

 

 

 

 استان قزوين با وسعتي حدود 16 هزار کيلومتر مربع، يک درصد از مساحت کشور را به خود اختصاص داده است. اين استان از گذشته پل ارتباطي بين غرب و شرق و شمال و جنوب کشور بوده و اين امر بر اعتبار سياسي آن افزوده است.

اختلاط فرهنگي آشکاري به دليل مهاجرت‌ها و کوچ‌هاي متعدد اقوام مختلف در اين منطقه به وجود آمده است که شايد در تمام ايران اين تنوع فرهنگي منحصر به فرد باشد.

اقوام مختلف کرد، لر، ترک، تات، مراغي و .... در اين استان ساکنند و هريک از هنر و آداب و رسوم مختلفي برخوردارند. اگر بخواهيم با نگاهي کلي به بررسي مناطق مختلف بپردازيم، مي‌توانيم چندين حوزه فرهنگي مختلف را براي اين استان در نظر بگيريم.

تات‌ها و ترک‌هاي شهرستان تاکستان؛ ترک‌هاي شهرستان بويين زهرا، ترک‌هاي طارم، مراغي‌هاي الموت و ساکنان روستاهاي الموت با فرهنگي نزديک به شمال کشور، لرها و کردهاي اطراف قزوين و مهاجران ساکن شهرستان‌هاي آبيک و البرز در اين دسته‌بندي قرارمي‌گيرند.

در سال 1388، پس از بررسي‌هاي متعدد و در نظر گرفتن تقسيمات سياسي استان، به منظور شناسايي وضعيت گذشته و حال صنايع دستي استان، شناسايي هنرمندان و آنچه هنوز از آداب و رسوم هر قوم پابرجاست، طرح مطالعاتي شناخته شد و معرفي صنايع‌دستي استان قزوين با مشارکت بيش از 50 نفر به اجرا درآمد.

اين طرح به صورت روستا به روستا همزمان در سراسر استان اجرا شد و هدف از آن نشان دادن جلوه‌اي از تاريخ و فرهنگ و هنر به جاي مانده بود، هرچند بسياري از داشته‌ها از دست رفته‌اند اما اين کار، در مقطعي از زمان توانست يادگاران گذشته، رازهاي دستان پينه‌بسته و گنجينه نقوش در گنجه مانده را بيرون بکشد.

شهرستان قزوين

شهرستان قزوين غني‌ترين منطقه استان از نظر صنايع‌دستي محسوب مي‌شود. اين شهرستان شامل منطقه الموت به عنوان قطب صنايع‌دستي استان و مناطق طارم، کوهين و اقبال به عنوان مرکز اختلاط فرهنگي سه قوم ترک، لر و کرد است.

تا سال‌هاي اخير زندگي کوچ‌نشيني در بخش‌هايي از طارم و کوهين همچنان وجود داشت ولي اکنون ساکنان اين منطقه در روستاها ساکنند. بعضي از طوايف زندگي نيمه‌يکجانشيني دارند. از جمله عشاير ساکن در منطقه طارم مي‌توان به ايل چموش گزک اشاره کرد که در کوهستان‌هاي صعب‌العبور اين ناحيه سکونت دارند.

در شهرستان قزوين به تفکيک مناطق مختلف مي‌توان به صنايع‌دستي (و پيشه‌هاي سنتي) به صورت زير اشاره کرد:

طارم سفلي، ايلات قاقازان و اقبال غربي
قالي‌بافي، جاجيم‌بافي، گليم‌بافي، سياه‌چادربافي، پلاس‌بافي، سبدبافي، خراطي، جوراب‌بافي، شال‌بافي، طناب‌بافي، کلاه‌بافي، خورجين‌بافي، چوب‌بري، چاقوسازي، چلنگري، زرگري، ساخت علامات و شمشير و کلاه‌خود از مهم‌ترين صنايع‌دستي اين بخش از قزوين است.

الموت و اقبال شرقي

حصير‌بافي، قالي‌بافي، گلدوزي، پتوبافي، درودگري، گره‌چيني، نمدمالي، چادرشب‌بافي، پن‌بافي، ريسمان‌بافي، کرباس‌بافي، خورجين‌بافي، توربافي و سوزن‌دوزي نيز صنايع‌دستي خاص الموت و اقبال شرقي است.

تاکستان

در اين شهرستان تات‌ها و ترک‌ها ساکنند و صنايع‌دستي شناسايي شده اين منطقه را مي‌توان قالي‌بافي، سفالگري، گليم‌بافي، رنگرزي سنتي، ژنده‌بافي، جاجيم‌بافي، جوراب‌بافي، چپري، گيوه‌بافي، تنورسازي، البسه محلي، اسپندبافي، سبدبافي، کيسه‌بافي، رودوزي سنتي، و ادوات کشاورزي معرفي کرد.

آبيک

صنايع دستي در شهرستان آبيک به دليل موقعيت صنعتي و نزديکي اين شهر به تهران آسيب‌هاي جدي ديده است.

در اين شهرستان قالي‌بافي رواج دارد، اما ساير صنايع‌دستي فراموش شده‌اند. از ديگر صنايع‌دستي‌هاي شناسايي شده مي‌توان به گليم‌بافي، قالي‌بافي، جوراب‌بافي، جاجيم‌بافي، سياه چادربافي، طناب‌بافي، نمدمالي، قلاب‌بافي، نجاري سنتي و گيوه‌بافي اشاره کرد.

البرز

اين شهرستان کوچک‌ترين شهرستان استان است. اکثر ساکنان روستاهاي اين شهرستان را مهاجران ساير استان‌ها تشکيل مي‌دهند که به دنبال کار در کارخانه‌هاي اين شهرستان به اين مناطق آمده‌اند.

از صنايع‌دستي شناسايي شده در اين شهرستان مي‌توان به قالي‌بافي و گليم‌بافي اشاره کرد؛ ضمن اين که در شهرهاي آن شامل محمديه، البرز و الوند کارگاه‌هاي توليدي دستي ـ صنعتي با حجم قابل ملاحظه توليد مانند تراش شيشه، شيشه‌گري فوتي و ساخت آلات موسيقي قرار دارند.


بويين زهرا

اغلب ساکنان شهرستان بويين زهرا ترک‌زبانند و اين منطقه به لحاظ بافت گليم و قالي منطقه‌اي غني محسوب مي‌شود. بخش دشتابي بيشترين تعداد گليم‌باف را در خود جاي داده است و کمتر خانه‌اي را مي‌توان يافت که در آن گليم دست‌باف وجود نداشته باشد.

هنرمندان بسياري در سراسر استان شناسايي شده‌اند که بررسي کلي وضعيت هنرمندان و صنعتگران استان نشان‌دهنده وضعيت مناسبي نيست چرا که هنر دستان هنرمندان در بسياري از روستاها رو به زوال است و هنرمندان عمدتا کهنسال هستند.

بيشترين تعداد هنرمند در گروه بافته‌هاي داري و زيراندازها فعاليت مي‌کنند.

در اين زمينه اداره کل ميراث‌فرهنگي قزوين تلاش مي‌کند با راهکارهاي موثر از فراموش شدن هنرهاي بومي استان جلوگيري کند.

تهيه اطلس صنايع‌دستي استان و بانک اطلاعاتي نقوش بومي استان از جمله برنامه‌هاي در درست اجراي معاونت صنايع دستي استان است.
منبع : سایت میراث آریا


+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت 13:24  توسط مریم ارشدی  | 

 


ورود به چت روم وبلاگ
="0" style="position:absolute; left:1; top:1;width:122;border:1px solid #C0C0C0;font-family: Tahoma; font-size: 8pt;color:black;background-color:white" dir="ltr" id="633099205083281250" > تبليغات _